هزارتوی روح وحشی یک زن

بس که زندگی نکردیم ، وحشت از مردن نداربم !

هزارتوی روح وحشی یک زن

بس که زندگی نکردیم ، وحشت از مردن نداربم !

مشخصات بلاگ
هزارتوی روح وحشی یک زن

دنیا را از چشم های من هم ببین .
یادت باشد که :
ما همچون دانه های زیتونی هستیم که تنها زمانی جوهره ی واقعی خود را بروز می دهیم که در هم شکسته و له شویم ! عهد عتیق



عاشق نشدی زاهد، دیوانه چه می دانی؟
در شعله نرقصیدی، پروانه چه می دانی؟
لبریز می غمها، شد ساغر جان من
خندیدی و بگذشتی، پیمانه چه می دانی؟
یک سلسله دیوانه، افسون نگاه او
ای غافل از آن جادو، افسانه چه می دانی؟
من مست می عشقم، بس توبه که بشکستم
راهم مزن ای عابد، میخانه چه می دانی؟
عاشق شو و مستی کن، ترک همه هستی کن
ای بت نپرستیده، بتخانه چه می دانی؟
تو سنگ سیه بوسی، من چشم سیاهی را
مقصود یکی باشد، بیگانه چه می دانی؟
دستار گروگان ده، در پای بتی جان ده
اما تو ز جان غافل، جانانه چه می دانی؟
ضایع چه کنی شب را، لب ذاکر و دل غافل
تو ره به خدا بردن، مستانه چه می دانی؟


هما میرافشار


دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
پیام های کوتاه

so so worried

پنجشنبه, ۱۲ مهر ۱۳۹۷، ۰۱:۳۶ ب.ظ


دل شوره دارم .

استرس دارم .

نگرانم .

نمیدونم چرا .

عجیبه ها . همه چی عالی . سلامتی 20 . رفاه 20 . شادی از در و دیوار روی سرم می باره . آینده خودم و پسرم تامین .

مردم همه شاد و شنگول و سلامت .

هر کس مطابق استعداد و توانمندی و علاقه اش به کار پر درآمدی مشغول .

اجاره ها پایین و همه دارن صاحبخونه میشن .

بیمارستان ها شدن هتل دولتی .

میوه و سبزیجات و گوشت وآب و  هوا و ...سالم .


من نمیدونم چه مرگم شده که انگار توی دلم رخت میشورن !!!


روح وحشی

+خوشی زده زیر دلم انگار !

  • ۹۷/۰۷/۱۲
  • روح وحشی

اندر احوالات روح وحشی

نگرانی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی