باز باران
با ترانه
با گوهرهای فراوان
می چکد بر صورت من
رد بوسه اش تا گردن من
پلک هایم بسته و خواب
بوسه ای میخواهد اما
از جنس دیگر
باز باران
می چکد بر شیشه ی سرد
کو آنسو من
کو آنسو تو
خاطرات بر شیروانی
میزند ضرب
تا بگوید من هستم
من هستم
روح وحشی
باز باران
با ترانه
با گوهرهای فراوان
می چکد بر صورت من
رد بوسه اش تا گردن من
پلک هایم بسته و خواب
بوسه ای میخواهد اما
از جنس دیگر
باز باران
می چکد بر شیشه ی سرد
کو آنسو من
کو آنسو تو
خاطرات بر شیروانی
میزند ضرب
تا بگوید من هستم
من هستم
روح وحشی