هزارتوی روح وحشی یک زن

بس که زندگی نکردیم ، وحشت از مردن نداربم !

هزارتوی روح وحشی یک زن

بس که زندگی نکردیم ، وحشت از مردن نداربم !

مشخصات بلاگ
هزارتوی روح وحشی یک زن

دنیا را از چشم های من هم ببین .
یادت باشد که :
ما همچون دانه های زیتونی هستیم که تنها زمانی جوهره ی واقعی خود را بروز می دهیم که در هم شکسته و له شویم ! عهد عتیق



عاشق نشدی زاهد، دیوانه چه می دانی؟
در شعله نرقصیدی، پروانه چه می دانی؟
لبریز می غمها، شد ساغر جان من
خندیدی و بگذشتی، پیمانه چه می دانی؟
یک سلسله دیوانه، افسون نگاه او
ای غافل از آن جادو، افسانه چه می دانی؟
من مست می عشقم، بس توبه که بشکستم
راهم مزن ای عابد، میخانه چه می دانی؟
عاشق شو و مستی کن، ترک همه هستی کن
ای بت نپرستیده، بتخانه چه می دانی؟
تو سنگ سیه بوسی، من چشم سیاهی را
مقصود یکی باشد، بیگانه چه می دانی؟
دستار گروگان ده، در پای بتی جان ده
اما تو ز جان غافل، جانانه چه می دانی؟
ضایع چه کنی شب را، لب ذاکر و دل غافل
تو ره به خدا بردن، مستانه چه می دانی؟


هما میرافشار


دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
پیام های کوتاه

یک کلمه حرف بی حساب

جمعه, ۳۰ شهریور ۱۳۹۷، ۱۱:۰۲ ب.ظ


سیاه و سفید

یا همه چیز یا هیچ چیز


این وسط هیچ چیزی نه راه داره نه جاه !

گاهی مجبوری صفر و یک فکر کنی . چاره چیه ؟!

وقتی مزه یک را چشیدی 

وقتی سفیدی چشم هات را نوازش کرده

دیگه نمیتونی کوتاه بیای 

نمیتونی

و این نه گناهه و نه اشتباه

فقط یک انتخابه . انتخابی که دست خودت نبوده !


یا تو یا هیچ کس و هیچ چیز و هیچ جا 

بذار از تنهایی و بی کسی و بی جایی ، بپوسم و بمیرم !


روح وحشی

+رعد و برق های گیلان روی مخ جاتم حسابی اثر کرده ! 

  • ۹۷/۰۶/۳۰
  • روح وحشی

زمزمه های خلوت یک زن

عشق

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی